سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
309
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
بين آنجا تا مكه شش ميل است و كسى كه در آنجا كشته شده ، حسين بن على بن حسن بن حسن بن على ( ع ) است كه او را موسى بن عيسى در روزگار موسى هادى در سال صد و شصت و نه در آنجا به قتل رساند و سليمان بن عبد اللّه بن حسن بن حسن نيز به همراه او بود كه او را در مكه گردن زدند . ( 1 ) اما آن كه در جوزجان است ، يحيى بن زيد است كه شرح حال وى خواهد آمد ، وى در زمان وليد بن عبد الملك به شهادت رسيد و در صحنهء جنگ كشته شد . ( 2 ) ابن سعد در « طبقات » مىگويد : مادر ابراهيم بن عبد اللّه بن حسن بن حسن هند دختر ابو عبيدة بن عبد اللّه بن زمعة بن اسود بن مطّلب است . ابن سعد مىگويد : وقتى كه محمد بن عبد اللّه در مدينه قيام كرد و مردم به عنوان خليفه به وى سلام دادند ، برادرش ابراهيم را به بصره فرستاد ، وى اول ماه رمضان همان سال ، يعنى سال چهل و پنج وارد بصره شد و آنجا را در اختيار گرفت و با وى جمعى از فقها از جمله ابو جعفر عيسى بن يونس و معاذ بن معاذ و عباد بن عوام و اسحاق بن يوسف ازرق و معاوية بن هيثم بن بشير در ميان جمعى از علما با وى قيام كردند و او همچنان در بصره اقامت داشت تا برادرش محمد در مدينه كشته شد آنگاه به عراق رفت و در آنجا كشته شد وى پسرى به نام حسن فرزند امامه دختر عصمت كلابيه و پسرى به نام على از زنى ام ولد داشت . ( 3 ) در اين سال ، ابو جعفر ، محمد ديباج را در حالى كشت كه او ساحت خود را ( از تهمتى كه زده بودند ) پاك مىدانست ، علت كشتن وى آن بود كه او را با عبد اللّه بن حسن بن حسن زندانى كرده بود ، ابو عون نمايندهء وى در خراسان به او نوشت كه خراسان با قيام محمد و ابراهيم از طاعت ما بيرون شده و كار ايشان در ميان مردم خراسان بالا گرفته است ، ابو جعفر با شنيدن اين خبر محمد ديباج را گردن زد و سر او را نزد ابو عون فرستاد و افرادى را با آن سر همراه كرد و آنها به خدا قسم مىخوردند كه آن سر محمد بن عبد اللّه بن حسن است و مادر او فاطمه دختر رسول خدا ( ص ) است ! وقتى كه براى مردم خراسان قضيه روشن شد ، گفتند : ما از ابو جعفر ( منصور ) دروغى سراغ نداشتيم جز اين ( باور نمىكردند كه سر محمد ديباج باشد ) . و در همين سال عبد اللّه بن حسن بن حسن و همراهانش وفات يافتند .